تبليغاتX
دریبل خوردن از قلم

دریبل خوردن از قلم
روزنامه نگاری.سیاست و یک سری چیزهای دیگر

من برای اولین بار بود که به سرعین می رفتم و می خوام در این چند خط چیزهایی که برام جالب بود براتون بنویسم سرعین یک شهر توریستی با آدمهایی که نمی دونی از کج اومدن و فقط می دونی که همه اونها برای یک کار اومدن آب تنی یا آب درمانی . و یه چیزی تو همین مایه ها اونجا پره از لوازم شنا و آش دوغ و انواع و اقسام خوردنی .با جستجویی که کردم فهمیدم در سرعین دکه روزنامه فروشی وجود نداره و فقط یه نفر صبح ها میاد و چند تا روزنامه رو می فروشه و میره . چند تا کتابفروشی خیلی کوچیک هم  بود که از این کتابهای بیخود که همه جا پیدا میشه می فروختن.اما این تمام کارهای فرنگی تو سرعین نیست .می تونی اونجا بری و از برنامه های جالب استفاده کنی مثل کنسرت شهاب بخارایی برنامه های صمد و ممد برنامه سیرک بازی و ...

همه اینها به اضافه کلی آدم و چند تا هتل و هتل اپارتمان که بزرگترین هتل ماله علی دایی یه میشه سرعین البته به یه خورده نون اضافی که بعدا می نویسم


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 توسط رضا سلطانی
برای تعطیلات چند روزی به سرعین آمده ام امیدوارم بتوانم خستگی کار زیاد را از تن به در کنم به هر حال بعد از چنذین ماه کار سخت کمی تفریح نیز لازم است در چند روز آینده در این باره بیشتر خواهم نوشت منتظر باشید
ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 توسط رضا سلطانی
هفته نامه ای که ما در آن فعالیت می کنیم دارد به روزهای خوب خود نزدیک می شود البته هنوز به آن ایده آل نرسیده ولی از روزهای اول خیلی بهتر شده امیدوارم که بهتر هم بشود ولی کاش یک نفر پیدا می شد و ضعف های ما را به ما می گفت کاش می گفت که باید چه کارهایی می کردیم که نکردیم و از این قبیل حرف ها این روزها هر کس که می رسد می گوید خوب است ولی چرا کسی نمی گوید چطور می توان در یک نشریه محلی آن هم در زنجان فوق العاده شد نکند کسی نمی داند که باید ما چکار کنیم نه اینطور نیست
ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم مرداد 1385 توسط رضا سلطانی
اينكه ما چگونه روزنامه نگار شديم(البته اگر بخواهيم خود را روزنامه نگار بدانيم) و يا چگونه وارد عرصه روزنامه نگاري شديم را شايد كسي نتواند جواب دهد. ما خودمان هم ناخواسته وارد اين عرصه شده ايم بدون اينكه حتي در باره آن چيزي بدانيم و يا از عواقب آن آگاه باشيم پس به نظر من ورود به عرصه روزنامه نگاري چه ما و چه ديگر روزنامه نگاران زنجان و حتي شايد كشور از سر يك اتفاق بود اتفاقي كه شايد روزي براي همه اتفاق بيفتد و شايد هم نيفتد حال كه ما در اين عرصه هستيم بايد خوب فهميده باشيم كه در بد مخمصه اي افتاده ايم اين طور نيست؟
ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم مرداد 1385 توسط رضا سلطانی
من همیشه فکر می کنم کارهایی که انجام می دهیم در بخش مطبوعات محلی حداقل ارزش نگاه کردن دارد اما وقتی کلی نگاه می کنی می بینی که کار زیاد بزرگی انجام نمی دهی انگار ما را آفریده اند تا فقط دور باطل بخوریم و به خود بنازیم این شاید طبیعت نشریات محلی باشد
ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم مرداد 1385 توسط رضا سلطانی
ما هم قیول داریم که خیلی وقت ها خیلی نقدها بر ما وارد است اما می خواهیم بپرسیم که وقتی کسی از ما نقد می کند ایا خود آن کار را رعایت می کند و آیا در صورت نقد کردن ما راهکاری را هم پیشنهاد می کند و یا فقط نقد می کند این مساله ای است که ذهن ما را به خود مشغول کرده است وگرنه هرگونه نقدی را می پذیریم ولی نه انتقاد غرض ورزانه و به قصد تخریب هر نقدی بر ما وارد است


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم مرداد 1385 توسط رضا سلطانی